تبليغاتX
رياضيات انعکاس دنيای واقعی در ذهن ماست.

بازی دانشمندان

همه‌ي دانشمندان مـــي‌ميرند و به بهـــشت مي‌روند. آنها تصـميم مي‌گيرند كه قايم‌باشك بازي كنند. از بخت بد اينشتين كسي است كه بايد چشم بگذارد. او بايد تا 100 بشمرد و سپس شروع به گشتن كند. همه شروع به قايم شدن مي‌كنند به جز نيوتن.

نيوتن فقط يك مــربع 1متري روي زمــين مي‌كشد و داخل آن روبـــروي اينشتين مي‌ايستد. اينشتين مي‌شمرد:

1، 2، 3، ...97، 98، 99، 100

او چشمانش را باز مي‌كند و مي‌بيند كه نيوتن روبروي او ايستاده است. اينشتين مي‌گويد:

"سوك‌سوك نيوتـــن!!" نيوتن انكار مي‌كند و مي‌گــــويد نيوتن سوك‌سوك نشده است. او ادعا مي‌كند كه نيوتن نيست.  تمام دانشمندان بيرون مي‌آيند تا ببينند چگون او ثابت مي‌كند كه نيوتن نيست. نيوتن مي‌گويد: "من در يك مربع يه مساحت 1متر مربع ايستاده‌ام... اين باعـــث مي‌شود كه من بشوم نيوتن بر متر مربع... چون يك نيوتن بر متر مربع معادل يك پاسكال است،

من پاسكال هستم، پس"سوك‌سوك پاسكال!!!".

نظر فراموش نشود !!!! متشکرم

+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در شنبه 22 دی1386 و ساعت 11:27 بعد از ظهر |

تا چهل سالگي که مغزم خوب کار مي‌کرد به رياضيات و پژوهش پرداختم. از چهل تا شصت سالگي که ذهنم ضعيف شده‌بود به فلسفه روي آوردم و در اواخر که به‌کلي کله‌ام کار نمي‌کرد به سياست! (برتراند راسل)

 

يک گله گرگ با رهبري يک گوسفند از يک گله گوسفند با رهبري يک گرگ شکست خورد.

 

روزي يک فيلسوف يوناني در ميدان شهر فرياد مي‌زند که من دروغگو هستم! مردم کلي به او مي‌خندند. اما اگر دقت کنيد مي‌بينيد که اين حرف او هم يکي از دروغ‌هايش است!

 

اگر کسي به تمام آرزوهايش برسد خودکشي مي‌کند. (فکر مي‌کنيد دليلي براي زنده‌ ماندن داشته باشد؟) پس خوشحال باشيم که آرزوهاي برآورده نشده داريم و به اميد رسيدن به آنها زندگي مي‌کنيم.

 

بعضي‌ها براي دوستانشان مثل چتري در روز باراني هستند. منتهي چتري که گير کرده و هيچوقت باز نمي‌شود

 

زندگان، مردگاني هستند که در تعطيلات به سر مي برند. :!: :!:

 

آنان که فانوسشان را بر پشت مي برند ، سايه هاشان پيش پايشان مي افتد

 

رياضيات در زندگي و عمل علم لقمه برگرفتن از سفره طبيعت است . و رياضي زاييده احتياجو در آغازمبتني بر تجربه. رياضيات انعکاس دنياي واقعي در ذهن ماست. به عقيده بعضي‌ها :رياضيات زيباترين زبان براي توصيف طبيعت و روابط بين پديده‌هاي طبيعي است.


سيلوستر مي‌گويد:”رياضيات ،مطالعه شباهتها در تفاوتها و مطالعه تفاوتها درشباهتهاست.”

گريه چرا ؟ فتح را آرزو کنيد. استفن گرين

اگر مشکلي داري، به دليل طرز فکر توست و تنها راهي که مي  تواني مشکلات را براي هميشه حل کني، اين است که طرز فکرت را تغيير دهي. وين داير

رابطه قلبي دو دوست نياز به بيان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خليل جبران

 برنامه ريزي، آوردن زمان آينده به حال است تا بتوانيد اکنون براي آن کاري انجام دهيم. آلن لاکيس

دوستان عبارت از خانواده اي هستند که انسان اعضاي آن را به اختيار خود انتخاب کرده است . آلفونس کار

انسان در همان لحظه كه تصميم ميگيرد آزاد باشد آزاد است . والتر 

 اساسا ، خوشبختي فرزند نامشروع حماقت است. همه کساني که در جست و جوي خوشبخت بودن هستند بي خود تلاشي در بيرون از خويش نکنند اگر بتوانند " نفهمند" مي توانند " خوشبخت " باشند. علي شريعتي

حکيمان مال را از براي آن دارند که محتاج لئيمان نگردند . ارسطا طاليس

بايد دنبال شادي ها گشت ولي غمها خودشان ما را پيدا مي کنند . فردريش نيچه

براي‌ ازدواج‌ كردن‌، بيش‌ از جنگ‌ رفتن‌، شجاعت‌ لازم‌ است‌. كريستين‌

مانند آسمان بخشنده ومانند زمين افتاده باش ، رمز زندگي همين است. مولير

نبوغ ، جوهر تفکر است . ژان پل ساتر

مهم نيست اگر زمين بخوريد، مهم دوباره برخاستن است . ونيسنت لمباردي

پيران فريبکار، آتش زندگي جوانانند . اُرد بزرگ

به روزگار شيرين رفاقت سفره ي خنده بگستريد و نان شادماني قسمت کنيد . به شبنم اين بهانه هاي کوچک است که در دل ، سپيده مي دمد و جان تازه مي شود  . جبران خليل جبران

نظر فراموش نشود !!!! متشکرم

+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در شنبه 22 دی1386 و ساعت 11:9 بعد از ظهر |

شايد تا کنون شده باشد که در مواقعي که بيکار هستيد يا اينکه انتظار خبر مهمي را مي کشيد براي سرگرم کردن خودتان کاغذي را که در اطرافتان هست برداريد و شروع به تا کردن آن کنيد و بعد از چند بار متوجه شويد که ديگر نمي شود کاغذ را تا کرد. در اين صورت يا از تا کردن کاغذ منصرف مي شويد يا آن را باز مي کنيد و دوباره شروع به تا کردنش مي کنيد... البته ممکن است قبل از اينکه به آن زمان برسيد خبر مهم به شما داده شود  و کاغذ را به جاي اولش برگردانيد !!!

اين مسئله را همه ما تجربه کرده ايم اما شايد هيچ کدام از ما به طور جدي روي آن فکر نکرده باشيم.

اگر ورق را هر بار طوري تا کنيد که اندازه آن نصف شود بيش از 7 يا 8 بار نمي توانيد آن را تا کنيد. مهم نيست ورق اوليه شما چقدر بزرگ باشد. شايد تا به حال اين قضيه را شنيده باشيد و سعي کرده باشيد که آن را امتحان کنيد و متوجه شده باشيد که تا کردن کاغذ بيش از7 يا 8 بار بسيار سخت است.  آيا مي توان گفت که اين اعداد يک محدوديت مستدل و عمومي براي تا کردن کاغذ هستند؟

جواب :

اين مسئله را با تصاعد هندسی با قدرنسبت 2 می توان توجيح کرد .فرض کنيد شما کاغذي را انتخاب کرده ايد که داراي پهناي w و ضخامت t است. اگر شما شروع به تا کردن ورق از يک سمت بکنيد وقتي به جايي برسيد که ديگر نتوانيد کاغذ را تا کنيد يک نوار باريک خواهيد داشت. با هر بار تا کردن ضخامت کاغذ دو برابر مي شود و پهناي آن نصف خواهد شد. يعني بعد از n  بار تا کردن ضخامت  2ntخواهد بود و البته مشخص است که پهنا2-nw   مي شود و نسبت ضخامت به پهنا برابر 22nt/w مي شود. اگر با کاغذي به پهنايcm11 و ضخامت cm ۰/۰۰۲ اين کار را انجام دهيد، بعد از 7 بار تا کردن نسبتt/w  برابر 1/6 مي شود. اين بدان معني است که اندازه ضخامت از پهنا بيشتر مي شود و در نتيجه ديگر قادر به تا کردن کاغذ نخواهيد بود. اگر اين کاغذ را ۵۰ بار بزرگ تر کنيد شايد بتوانيد آن را تا 10 بار هم تا کنيد.

اگر به صورت متناوب کاغذ را از عرض و طول تا کنيد ممکن است تعداد دفعات بيشتري بتوانيد به تا کردن کاغذ ادامه دهيد. در اين صورت هر بارضخامت دو برابر مي شود در صورتي که پهنا هر دو دفعه يک بار نصف مي شود.

چندين سال پيش هنگامي که بريتني گاليوان در دبيرستان درس مي خواند با اين مسئله رو به رو شد که چگونه کاغذي را 12 بار تا کند. او بايد براي گرفتن نمره از يکي از کلاس هايش اين مسئله را حل مي کرد. بعد از آزمايش راه هاي مختلف او موفق شد که ورقه نازکي از طلا را 12 بار تا کند. اما مسئله طرح شده در باره کاغذ بود و نه طلا.

گاليوان بر روي معادله تعداد دفعاتي که مي توان يک کاغذ با اندازه معين را تا کرد کار کرد.

Lبرابر پي ضرب در t تقسيم بر 6 ضرب در دو به توان n به اضافه چهار ضرب در 2 به توان n منهاي يک. که در آن L کمترين درازاي کاغذ، t ميزان ضخامت کاغذ و n تعداد دفعاتي است که مي توان کاغذ را تا کرد. واحد t و L بايد يکسان باشد.

براي يک طول و ضخامت معين عبارت
(2n + 4 )(2n – 1)/6 بيانگر آن است که صفحه بعد از n بار تاکردن چند برابر کوچک شده است. با n=0  شروع مي کنيم و به همين ترتيب به رشته اي از اعداد به اين صورت مي رسيم:

0, 1, 4, 14, 50, 186, 714, 2794, 11050, 43946, 175274, 700074, 2798250, . . .

اين به اين معني است که در تاي دوازدهم 2798250 برابر مقدار کاغذي که در تاي اول از دست مي رود از دست خواهد رفت.

 

نظر فراموش نشود !!!! متشکرم

+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در دوشنبه 17 دی1386 و ساعت 10:24 بعد از ظهر |

تاريخچه عدد پي

a.   رياضيدان باستان ارشميدس۲۱۲-۲۸۷ به کمک شکلهاي هندسي پي را بيش از تقسيم هاي زير  ۷۱ / ۲۲۳  و ۷۰ /۲۲۰ برآوردنمود.اگربخواهيم آن رابه اعشاري تبديل کنيم برابر با   ۱۴۰۸۴۵ / ۳ و  ۱۴۲۸۵۷ / ۳ مي باشد.

b.      درچين باستان پي را چوانگ هونگ به سال ۱۲۵ ميلادي برابر با جذر عدد۱۰ گرفت .

c.       ونگ فن به سال۲۶۵ پي را تقسيم  ۴۵ / ۱۴۲ که همان عدد اعشاري  ۱۵۵۵۵ / ۳  مي باشد درنظر گرفت.

d.      چونگ چيک به سال۴۷۰ پي راتقسيم ۱۱۳ / ۳۵۵  که همان عدد اعشاري ۱۴۱۵۲۹ / ۳  مي دانست.

e.   غياث الدين جمشيد کاشاني رياضي دان ايراني وکاشف نمادهاي اعشاري در رساله محيطيه خود پي را به صورت زير معرفي نمود:                          ۱۴۱۵۹۲۶۵۳۵۸۹۷۹۳۲۵ / ۳ = پي      

f.        تيکوبراهه منجم دانمارکي پي را  عدداعشاري  ۱۴۰۹ / ۳  معرفي نمود.

g.      فرانسواويت رياضي دان فرانسوي به کمک ۳۹۳۲۱۶ ضلعي مقدار پي راتا۹ رقم اعشار محاسبه کرد.

h.   درضمن رياضيداناني نظير جان واليس - آندرياس رومانوس - لودلف - ويليام برونکر - آبراهام شارپ نيز عدد پي را تا ارقام خاصي محاسبه نمودند.

i.        در زبانهاي مختلف شعرها ومتن هايي گفته اند که با شمارش کلمات وحروف آن ارقام پي مشخص مي شود.

j.        درزبان فارسي نيز شعر زير مقدارپي را تا۱۰ رقم اعشار نمايان مي کند:

k.      خرد وبينش وآگاهي دانشمندان       ره سرمنزل توفيق بما آموزد

۳   ۱  ۴     ۱  ۵          ۹                ۲      ۶        ۵      ۳     ۵     

l.        دراينجا مقدارپي را تا ۳۰ رقم اعشار بيان مي کنيم:

14592۶۵۳۵۸۹۷۹۳۲۳۸۴۶۲۶۴۳۳۸۳۲۷۹/3

موفق باشيد.

 

 

استفاده از عدد پي در ساخت تخت جمشيد

مهندسان هخامنشي راز استفاده از عدد پي (۱۴/۳ ) را دو هزار و 500 سال پيش کشف کرده بودند. آنها در ساخت سازه هاي سنگي و ستون هاي مجموعه تخت جمشيد که داراي اشکال مخروطي است، از اين عدد استفاده مي کردند.
عدد پي( ۳.۱۴)در علم رياضيات از مجموعه اعداد طبيعي محسوب مي شود. اين عدد از تقسيم محيط دايره بر قطر آن به دست مي آيد. کشف عدد پي جزو مهمترين کشفيات در رياضيات است. کارشناسان رياضي هنوز نتوانسته اند زمان مشخصي براي شروع استفاده از اين عدد پيش بيني کنند. عده زيادي، مصريان و برخي ديگر، يونانيان باستان را کاشفان اين عدد مي دانستند اما بررسي هاي جديد نشان مي دهد هخامنشيان هم با اين عدد آشنا بودند.
«عبدالعظيم شاه کرمي» متخصص سازه و ژئوفيزيک و مسئول بررسي هاي مهندسي در مجموعه تخت جمشيد در اين باره،‌ گفت: «بررسي هاي کارشناسي که روي سازه هاي تخت جمشيد به ويژه روي ستون هاي تخت جمشيد و اشکال مخروطي انجام گرفته؛ نشان مي دهد که هخامنشيان دو هزار و 500 سال پيش از دانشمندان رياضي دان استفاده مي کردند که به خوبي با رياضيات محض و مهندسي آشنا بودند. آنان براي ساخت حجم هاي مخروطي راز عدد پي را شناسايي کرده بودند.»
دقت و ظرافت در ساخت ستون هاي دايره اي تخت جمشيد نشان مي دهد که مهندسان اين سازه عدد پي را تا چندين رقم اعشار محاسبه کرده بودند. شاه کرمي در اين باره گفت: «مهندسان هخامنشي ابتدا مقاطع دايره اي را به چندين بخش مساوي تقسيم مي کردند. سپس در داخل هر قسمت تقسيم شده، هلالي معکوس را رسم مي کردند. اين کار آنها را قادر مي ساخت که مقاطع بسيار دقيق ستون هاي دايره اي را به دست بياورند. محاسبات اخير، مهندسان سازه تخت جمشيد را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاري که بايد ستون ها تحمل کنند و توزيع تنش در مقاطع ستون ها ياري مي کرد. اين مهندسان براي به دست آوردن مقاطع دقيق ستون ها مجبور بودند عدد پي را تا چند رقم اعشار محاسبه کنند.»
هم اکنون دانشمندان در بزرگ ترين مراکز علمي و مهندسي جهان چون «ناسا» براي ساخت فضاپيماها و استفاده از اشکال مخروطي توانسته اند عدد پي را تا چند صد رقم اعشار حساب کنند. بر اساس متون تاريخ و رياضيات نخستين کسي که توانست به طور دقيق عدد پي را محاسبه کند، «غياث الدين محمد کاشاني» بود. اين دانشمند اسلامي عدد پي را تا چند رقم اعشاري محاسبه کرد. پس از او دانشمنداني چون پاسکال به محاسبه دقيق تر اين عدد پرداختند. هم اکنون دانشمندان با استفاده از رايانه هاي بسيار پيشرفته به محاسبه اين عدد مي پردازند.
شاه کرمي با اشاره به اين موضوع که در بخش هاي مختلف سازه تخت جمشيد، مقاطع مخروطي شامل دايره، بيضي، و سهمي ديده مي شود، گفت: «به دست آوردن مساحت، محيط و ساخت سازه هايي با اين اشکال هندسي بدون شناسايي راز عدد پي و طرز استفاده از آن غيرممکن است.»
داريوش هخامنشي بنيان گذار تخت جمشيد در سال 521 پيش از ميلاد دستور ساخت تخت جمشيد را مي دهد و تا سال 486 بسياري از بناهاي تخت جمشيد را طرح ريزي يا بنيان گذاري مي کند. اين مجموعه باستاني شامل حصارها، کاخ ها،‌ بخش هاي خدماتي و مسکوني، نظام هاي مختلف آبرساني و بخش هاي مختلف ديگري است.
مجموعه تخت جمشيد مهمترين پايتخت مقاومت هخامنشي در استان فارس و در نزديکي شهر شيراز جاي گرفته است.

نظر فراموش نشود !!!! متشکرم

+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در دوشنبه 17 دی1386 و ساعت 10:23 بعد از ظهر |

زماني كه رياضيدان انگليسي هاردي براي عيادت رياضيدان شهير هند رامانوجان به
بيمارستان رفته بود به اين موضوع اشاره كرد كه شماره تاكسي كه به وسيله آن به
بيمارستان آمده، عدد بي ربط و بي خاصيت 1729 بوده است . رامانوجان بلافاصله
ضمن رد ادعاي هاردي به او يادآور شد كه اتفاقا 1729 بسيار جالب توجه است .
خود ۱۷۲۹ عدد اول است.
دو عدد ۱۷ و ۲۹ هر كدام عدد اول هستند.
جمع چهار رقم تشكيل دهنده آن ميشود ۱۹ كه اول است.
جمع دو عدد اوليه و دو عدد آخري ميشود ۸۱۱ كه باز هم عدد اول است
دو عدد ابتدايي(سمت چپ) اگر جمع شوند؛عدد ۸۲۹ ميشود كه باز هم عدد اول است.
دو عدد اوليه اگر از هم ديگر كسر شوند؛عدد ۶۷ ساخته ميشود كه باز هم
عدد اول است. سه عدد سازنده آن عدد اول است(۱و۷و ۲).
عدد اول؛عددي است كه فقط بر يك و خودش تقسيم ميشودبنحوي كه نتيجه تقسيم
عددي كسري نباشد(خارج تقسيم نداشته باشد)
جمع عددي اعداد تشكيل دهنده ۱۷۲۹ يا:۱+۷+۲+۹=۱۹ است؛
عكس ۱۹ عدد ۹۱ است؛ اگر ۱۹*۹۱بشودنتيجه برابر ۱۷۲۹ ميشود.
اين هم يكي ديگر از اختصاصات ۱۷۲۹ است كه در هر عددي ديده نميشود.
عدد 1729 اولين عددي است كه مي توان آنرا به دو طريق به صورت حاصلجمع
مكعبهاي دو عدد مثبت نوشت :
12 به توان 3 به علاوه 1 به توان 3 و 10 به توان 3 به علاوه 9 به توان 3 هردو برابر
1729 مي باشند .(اولين مطلب موجود در رابطه با اين خاصيت 1729 به كارهاي
بسي رياضيدان فرانسوي قرن هفدهم باز مي گردد.) حال اگر كمي مانند
رياضيدانها عمل كنيد بايد به دنبال كوچكترين عددي بگرديد كه به سه طريق مختلف
حاصلجمع مكعبهاي دو عدد مثبت است اين عدد87539319 مي باشد كه در
سال 1957توسط ليچ كشف شد: 414 به توان 3 + 255 به توان 3 و 423 به
توان 3+ 228 به توان 3 و 436 به توان 3 + 167 به توان 3 هر سه جوابشان برابر
87539319 است .
امروزه رياضيدانان عددي را كه به
n
طريق مختلف به صورت حاصلجمع مكعبهاي
دو عدد مثبت باشد ،
n ــامين عدد تاكسي مي نامند و آنرا با Taxicab نمايش
مي دهند.جالبتر از همه اينكه ،هاردي و رايت ثابت كردند براي هر عدد طبيعي
n ناكوچكتر از 1 ،n ــامين عدد تاكسي وجود دارد !
هرچند، چهارمين تا هشتمين اعداد تاكسي نيز كشف شده اند ولي تلاشها براي
يافتن نهمين عدد تاكسي تاكنون نا كام مانده است . متاسفانه اطلاعات زيادي درباره
اعداد تاكسي موجود نيست . در ضمن ميتوان مسئله را از راههاي ديگر نيز گسترش
داد . مثلا همانگونه كه هاردي در ادامه داستان فوق از رامانو جان پرسيد و او قادر به
پاسخگويي نبود ، اين پرسش را مطرح كنيد: كوچكترين عددي كه به دوطريق
حاصلجمع توانهاي چهارم دو عدد مثبت مي باشد ،كدام است؟ اين عدد
توسط اويلر يافت شده است :635318657 حاصلجمع توان چهارم 59 و 158 همچنين
توانهاي چهارم 133 و 134 مي باشد.

+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در پنجشنبه 13 دی1386 و ساعت 9:46 بعد از ظهر |

  

 شما اعداد ميليون، ميليارد وبيليون را مي شناسيد. اما آيا عددهاي بزرگ تر بعد ازاين ها را مي دانيد؟

ترتيب اين اعداد به اين گونه است: ميليون، ميليارد، بيليون، تريليون، کوادريليون، کوينتيليون، سيکستيليون، سپتيليون، اکتيليون، نونيليون، دسيليون و... .

     اين الگوحدود سال 1484ميلادي به وسيله نيکولاس چاکوئت (1488-1445Nicolas Chuquet) که اولين فرد فرانسوي نويسنده مقاله ي جبري بود، ابداع شد. چاکوئت براي نام گذاري آن سري از اعداد بزرگ که توان هايي از 10هستند از000/1000 شروع کرد و آن را ميليون ناميد. سپس توان هاي متوالي ميليون را به صورت  10 يا همان  1000000 مرتب نمود و به گونه اي که در ستون سمت راست جدول زيرمشاهده مي کنيد نام گذاري کرد.هرچند که با گذرايام موضوع به همين سادگي باقي نماند. درقرن هفدهم، تعدادي از رياضيدانان با نفوذ فرانسوي تصميم گرفتند ازهمان نام ها براي نشان دادن توان هاي متوالي1000 يعني   10ياهمان  1000 به گونه اي که در ستون وسط جدول زير مشاهده مي شود استفاده کنند.

     اين انحراف از سيستم چاکوئت عملي تر و بهتر به نظر مي رسيد وهمان سيستمي است که امروزه درايالات متحده آمريکا به کار مي رود(عدد 000 000 1000 را يک بيليون مي نامند). درسال 1947 نخست وزيردولت بريتانيا، هارولد ويلسون به مجلس عوام اطلاع داد که ازاين پس در آمارهاي دولتي کلمه بيليون به جاي  10 به کارمي رود. اين عمل در تاييد و موافقت با آمريکا بود.هرچند که سيستم اصلي چائوکت هنوز هم در بريتانيا به کارمي رود. توصيه مي شود ازچنين کلماتي در ارتباطات بين المللي استفاده نشود!

     بعد ازاستفاده ازسيستم آمريکايي، فرانسه درسال 1948 به سيستم اصلي چائوکت برگشت وهمچنين اين سيستم براي استفاده درمباحث علمي درمجامع بين المللي مورد تصويب قرارگرفت ودرسال 1961هر سيستم ديگري غير قانوني اعلام شد.سيستم آمريکايي در روسيه نيز استفاده مي شود به جز ميليارد که به جاي بيليون به کار مي رود.

عدد به لاتين

عدد به فارسي

مقدار عددي

عدد به لاتين

عدد به فارسي

مقدار عددي

1- Million

ميليون

106

16- Quindecillion   

کويندسيليون

1051

2-Milliard

ميليارد

109

17- Sexdecillion

سيکسدسيليون

1054

3- Billion  

بيليون

1012

18- Septendecillion

سپتندسيليون

1057

4- Trillion

تريليون

1015

19- Octodecillion

اکتودسيليوم

1060

5- Quadrillion

کوادريليون

1018

20- Novemdecillion

نومدسيليون

1063

6- Quintillion

کوينتيليون

1021

21- Vigintillion

ويجينتيليون

1069

7- Sextillion

سيکستيلون

1024

22-Unvigintillion

آنويجينتيليون

1072

8- Septillion

سپتيليون

1027

23-Dovigintillion

دويجينتيليون

1075

9- Octillion

اکتيليون

1030

24-Trevigintillion

ترويجينتيليون

1078

10- Nonillion

نونيليون

1033

25- Quattuorvigintillion

کواترويجينتيليون

1081

11- Decillion

دسيليون

1036

26- Quinvigintillion

کوين ويجينتيليون

1084

12- Undecillion

آندسيليون

1039

27- Sexvigintillion

سيکس ويجينتيليون

1087

13- Dodecillion

دودسيليون

1042

28- Septenvigintillion

سپتن ويجينتيليون

1090

14- Tredecillion

تريدسيليون

1045

29-Octovigintillion

اکتوويجينتيليون

1093

15-Quattuordecillion

کواتردسيليون

1048

30- Novemvigintillion

نوم ويجينتيليون

1096

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظر فراموش نشود !!!! متشکرم

+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در پنجشنبه 13 دی1386 و ساعت 7:5 بعد از ظهر |

انگليسي: طمع به همه چيز، از دست دادن همه چيز است.
ترکي: پايان جدايي ملاقات مجدد است.
عربي: هيچ کس را وادار به دو کار نکن، جنگيدن و زن گرفتن.
تازي: پرده اشک را با سوالات پاره کن!
انگليسي: ضربات کوچک درختان بزرگ را از پاي در مي آورند.
ايتاليايي: معني همه چيز دانستن هيچ ندانستن است.
تازي: مشورت با کسي کن که تو را به گريه مي اندازد نه با کسي که تو را مي خنداند.
روسي: براي کسي که شکمش خالي است، هر نوع باري سنگين است.
ژاپني: «ملاقات» آغاز جدايي است.
دانمارکي: وقتي که آش از آسمان مي بارد گدا قاشق ندارد.
لاتين: « مردگان» بهترين مشاورانند.
لهستاني: يک دروغگو مي تواند دور دنيا برود ولي نمي تواند مراجعت کند.
يوناني: همه کس قوم و خويش آدم ثروتمند است.
فارسي: پيکان از جراحت به در آيد و آزار در دل بماند.
عربي: «عشق» را نمي شود با پنهان کردن پنهان کرد.
سوئدي: «مرگ» آخرين پزشک است.
آفريقايي: يک دوست خوب را با هر دو دستت نگاهدار.
فارسي: مرد حکيم خرده نگيرد بر آينه.
يوناني: يا حرفي بزن که از خاموشي بهتر باشد يا خاموش باش.
اسپانيولي: بدي اشخاص احمق، هم تراز نيکي اشخاص عاقل است.
فارسي: صدقه، راه به خانه ي صاحبش مي برد.
لاتين: يگانگي هدف، دوستي ايجاد مي کند.
اسپانيولي: مرد براي آسايش زن مي گيرد و زن به خاطر کنجکاوي شوهر مي کند.
فارسي: «علم» از بهر دين پروردن است نه از بهر دنيا خوردن.
طبرستاني: به من رفيقي بده که با من گريه کند، دوستي که با من بخندد را خودم پيدا مي کنم.
فنلاندي: هميشه کمي بترس تا هرگز محتاج نشوي زياد بترسي.
اسلواکي: تا وقتي که «زبان» زنده است «ملّت» نمرده.
بوسني: مرحله اول بلاهت آن است که خود را عاقل بدانيم.
لهستاني: يک کليد طلايي به هر دري مي خورد.
بلژيکي: متنبه کردن بهتر از متنبه شدن است.
انگليسي: شوهر به مرد کن نه به پول.
مثل ايتاليائي  :عشق يعني ترس از دست دادن تو.
مثل  لاتيني : انديشه ي گوينده از گفتارش مهم تر است.
مثل انگليسي: يک متر يک متر سخت است ولي يک سانت يک سانت مثل آب خوردن است.
مثل مصري  : تندرستي ، تاجي است بر سر انسان سالم ولي هيچ کس جز يک بيمار اين تاج رانمي بيند .
ضرب المثل ژاپني : بايد حريف را به کمک حريف ديگري بدام انداخت
مثل هندي : سکوت هرگز اشتباه نمي کند  و هر چه طولاني تر باشد ، بهتر قضاوت مي کند
مثل قديمي : اگر سخن نقره است ،خاموشي طلا است.

نظر فراموش نشود !!!! متشکرم

+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در پنجشنبه 13 دی1386 و ساعت 8:58 قبل از ظهر |

اُ رد بزرگ : توان آدمیان را، با آرزوهایشان می شود سنجید.

 

اُرد بزرگ : از سفر کرده ، ارزش سرزمین مادری را بپرس .


اُرد بزرگ : زیبارویی که می داند ، زیبای ماندنی نیست ، پرستیدنی است .


اُرد بزرگ : خوار نمودن هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد انجامید .

اُرد بزرگ : میهمانی های فراوان از ارزش آدمی می کاهد ، مگر دیدار پدر و مادر .

 

اُرد بزرگ : ارزش نگاه دوست را وقتی درک می کنی که در دل دیوارهای دشمن باشی .

 

اُرد بزرگ . مرد دلیر بهنگام ستیز و نبرد ، همراهانش را نمی شمارد .

 

اُرد بزرگ .در پشت هیچ در بسته ای ننشینید  تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید  و اگر نیافتید همان در را بشکنید .

 

اُرد بزرگ . دریاها نماد فروتنی هستند . در نهاد خود کوه هایی بلندتر از خشکی دارند ولی هیچ گاه آن را به رخ ما نمی کشند .

 

اُرد بزرگ : اگر دشمنت با روی خوش نزدیکت شد ، در برابرش خموش باش و تنهایش بگذار .

 

فریدریش نیچه   :   مرد بزرگ تنهاست .

نظر فراموش نشود !!!! متشکرم

+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در دوشنبه 10 دی1386 و ساعت 2:1 بعد از ظهر |