تبليغاتX
رياضيات انعکاس دنيای واقعی در ذهن ماست.

 عشق به زبان رياضی

  

تابع عشق تو را ،‌دامنه اي پيدا نيست

 

يک به يک هست، ولي بهر دلم پوشا نيست

 

مي هراسم که چو معکوس نمايم آن را

 

آشکارا شود آن رابطه که ، پيدا نيست

 

راستي ،گر به تو بسيار شوم من نزديک

 

عشق پاکم ، به کجا ميل نمايد ،‌جانيست

 

گرتوخواهي که درآغوش تو من جاگيرم

 

تابع فردخودت ، زوج نما، پروا نيست

 

منحني دلت ، از رأس شکسته است ، چه باک

 

که مماس دل من هست ، ولي آنجا نيست

 

رفع ابهام نمودم ، زخم لبهايت

 

پس سخن ساده بگو ، وقت غم وحاشا نيست

 

هرچه من ،‌ روي نمودار رخت گرديدم

 

باز، يک نقطه بحراني آن ، پيدا نيست

 

من بيچاره ، اسير خم گيسوي توام

 

 اين چنين تابع بي چون وچرا ، هرجا نيست
+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در شنبه 27 بهمن1386 و ساعت 1:6 قبل از ظهر |

گلچين سخنان فریدریش نیچه

مردان بزرگ فقط آرمان های خود را نمایش داده اند. فریدریش نیچه

 

بدترین خوانندگان کتاب آنانی اند که چون «سربازان غارتگر» عمل می کنند، یعنی از هر جا که دستشان برسد تکه یی بر می دارند. فریدریش نیچه

 

سرنوشت من این است که پس از مرگ دوباره به دنیا بیایم . فریدریش نیچه

 

خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز. فریدریش نیچه

 

هیچ پدیده ای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر می کنیم.  فریدریش نیچه

عشق فریبنده و ویرانگر است  نه نجات بخش. فریدریش نیچه

 

آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند . فریدریش نیچه

 

بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید . فریدریش نیچه

 

جرم این است که ندانیم زندگی خیلی ساده تر از اینهاست که ما فکر می کنیم . فریدریش نیچه

 

هزار تلاش انسان به اندازه یک تقدیر کارساز نیست. فریدریش نیچه

+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در دوشنبه 15 بهمن1386 و ساعت 11:6 بعد از ظهر |

 

سخنان گهربار

آموخته‌ام؛

انسان بزرگ در اندوه آن چه ندارد فرو نمي‌رود، بلكه از آن چه دارد لذت مي‌برد.

آموخته‌ام؛

كه اگر نمي‌توانم ستاره باشم، لزومي ندارد ابر باشم.

آموخته‌ام؛

كه ايمان يعني خواستن بدون انصراف و توكل بدون انقطاع.

آموخته‌ام؛

وظيفه سبب مي‌شود تا كارها را به خوبي انجام دهم، اما عشق كمك مي‌كند تا آن‌ها را به زيبايي انجام دهم.

آموخته‌ام؛

آينده مكاني نيست كه به آن جا مي‌روم بلكه جايي ‌است كه خود آن را بوجود مي‌آورم.

 آموخته‌ام؛

هميشه آخرين كار من، بهترين كارم باشد. پس راه براي بهتر شدن هميشه باز است.

آموخته‌ام؛

زندگي فعلي من حاصل تمام انتخاب‌هايي است كه داشته‌ام ولي اين بدان معني نيست كه نمي‌توانم از خود تصوير جديدي رسم كنم.

آموخته‌ام؛

هنگام مواجه با كار سخت، طوري عمل كنم كه انگار شكست غير ممكن است.

آموخته‌ام؛

هميشه با باورهايم زندگي كنم و انگيزه‌هايم را شعله ور نگاه دارم.

+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در دوشنبه 8 بهمن1386 و ساعت 11:48 بعد از ظهر |

                        

پرمعني‌ترين كلمه ما است. آن را به كار ببر .

 

 عميق‌ترين كلمه عشق است. به آن ارج بنه .

 

 بي رحم‌ترين كلمه تنفر است. از بين ببرش.

 

 سركش‌ترين كلمه حسد است. با آن بازي نكن .

 

 خودخواهانه‌ترين كلمه من است. از آن حذر كن .

 

 ناپايدارترين كلمه خشم است. آن را فرو ببر.

 

 بازدارنده ترين كلمه ترس است. با آن مقابله كن .

 

 با نشاط‌ترين كلمه کار است. به آن بپرداز .

 

 پوچ ترين كلمه طمع است. آن را بكش .

 

 سازنده ترين كلمه صبر است. براي داشتنش دعا كن .

 

 بهترين كلمه گذشت است. آن را تمرين كن .

 

         

+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در دوشنبه 1 بهمن1386 و ساعت 11:40 بعد از ظهر |