تبليغاتX
رياضيات انعکاس دنيای واقعی در ذهن ماست.

آرزوها

كاش تابع تمامي اعمال خوبمان اكيدا صعودي باشد تا به مقصد برسيم .

 

كاش تابع گناهانمان نزولي باشد تا در يك جايي بالاخره پايان پذيرد .

 

كاش لااقل تابع گناهانمان اين قدر پيوسته نباشد و حد اشتباهاتمان به بي نهايت ميل نكند.

 

كاش از سخن هاي بيهوده و اعمال مكروهه كه فراوان هم هستند جذر مي گرفتيم.

 

كاش دنيا با تمام دلخوشي هايش در نظرمان نقطه اي تو خالي باشد و بس.

 

كاش انتگرال هاي بي حرمتي هايمان در محضر دوست، توبه باشد.

 

كاش بتوانيم اعمال نيك و بسيار اندكمان را به توان برسانيم تا به حساب آيند.

 

كاش آهنگ رو به افزايش حجم روز مرگي ها، به ما فرصت فكر كردن به خود را بدهد .

 

كاش راه راست را انتخاب كنيم ، كه اگر نكنيم يا به هدف نمي رسيم و يا ديرتر ميرسيم.

 

كاش لگاريتم كليه اعمالمان در مبناي رضاي خدا برود تا مقبول درگاهش واقع شود.

 

كاش لحظه هاي خوب مناجات را يك جا مي شد جمع كرد تا از دستشان ندهيم و فراموششان نكنيم.

 

كاش ...

                                                     نظر فراموش نشود

+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در دوشنبه 26 فروردین1387 و ساعت 11:20 بعد از ظهر |

کاشف کوچک با نبوغي بزرگ

   داستان در باره ي « گاوس » يکي از بزرگترين نوابغ و رياضي دانان معروف دنيا ( 1855- 1777 ) است . وقتي گاوس ده ساله    در دبستان درس مي خواند ؛ روزي معلّم مدرسه از آنها خواست که اعداد از 1 تا 100 را پشت سر هم بنويسند و با هم جمع کنند .

   قبل از آن که همکلاسيهاي گاوس عدد نويسي را به پايان ببرند ، او مجموع اعداد از 1 تا 100 را بدست آورده بود و به معلم نشان    داد .معلم تعجب کرد و فکر کرد او قصد اذيت کردن دارد . با اين حال بر اثر پافشاري گاوس ، معلم به جمع اعداد متوالي 1تا 100   پس از صرف مدت زماني طولاني به نتيجه اي رسيد که گاوس در چند دقيقه رسيده بود .  

                    ؟ = 100+99+98+ . . . + 3+2+1

روش محاسبه ي مجموع 1 تا 100 با توجه در نظر گرفتن شکل يک ذوزنقه ساده تر مي شود.  به طوري که قاعده ي کوچک آنرا يک(اولين عدد ) و قاعده ي بزرگ آن (آخرين عدد )وارتفاع ذوزنقه را تعداد اعداد در نظر بگيريم . مساحت ذوزنقه همان مجموع اعداد فوق است.

+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در دوشنبه 26 فروردین1387 و ساعت 0:29 قبل از ظهر |

نظریه آشوب :

طی 20 سال گذشته، در حوزه ریاضیات و فیزیک مدرن، روش علمی و تئوری جدید و بسیار جالبی به نام "آشوب" پا به عرصه ظهور گذاشته است. تئوری آشوب، سیستمهای دینامیکی بسیار پیچیده ای مانند اتمسفر زمین، جمعیت حیوانات، جریان مایعات، تپش قلب انسان، فرآیندهای زمین شناسی و ... را مورد بررسی قرار می دهد. انگاره اصلی و کلیدی تئوری آشوب این است که در هر بی نظمی ، نظمی نهفته است. به این معنا که نباید نظم را تنها در یک مقیاس جستجو کرد؛ پدیده ای که در مقیاس محلی، کاملا تصادفی و غیرقابل پیش بینی به نظر می رسد چه بسا در مقیاس بزرگتر، کاملا پایا (Stationary) و قابل پیش بینی باشد

نقاط تشابهی بین تئوری آشوب و علم آمار و احتمالات وجود دارد. آمار نیز به دنبال کشف نظم در بی نظمی است. نتیجه پرتاب یک سکه در هر بار ،تصادفی و نامعلوم است، زیرا دامنه محلی دارد. اما پیامدهای مورد انتظار این پدیده ، هنگامی که به تعداد زیادی تکرار شود، پایا و قابل پیش بینی است. وجود چنین نظمی است که باعث زنده ماندن صنعت قمار است، و گرنه هیچ سرمایه گذاری حاضر نبود که در چنین صنعتی سرمایه گذاری کند. در واقع، قمار برای کسی که قمار می کند پدیده ای تصادفی و شانسی است(چون در مقیاس محلی قرار دارد) و برای صاحب قمارخانه، پدیده ای قابل پیش بینی و پایا است (چون در مقیاس بزرگتر (global)، این پدیده دارای نظم است).

همین جا می توان به مصادیقی از این تئوری در حوزه علوم انسانی اشاره کرد. بسیاری از وقایع تاریخی که در مقیاس 20 ساله ممکن است کاملا تصادفی و بی نظم به نظر برسند، ممکن است که در مقیاس 200 ساله، 2000 ساله  یا 20000 ساله دارای دوره تناوب مشخص و یا نوعی نظم در علتها باشند(و البته نه لزوما به گونه ای که مارکس معتقد است!!!). در نگرش رفتارگرایی در حوزه روانشناسی، در واقع با نوعی تغییر مقیاس، به نظم رفتاری و قوانین آن دست می یابند و امکان پیش بینی و یا اصلاح اختلالات رفتاری فراهم می گردد، و الا اگر رفتارهای منفرد افراد مد نظر باشد چیزی جز چند رفتار تصادفی و غیرقابل پیش بینی نخواهد بود. روش علمی (متدولوژی) که این تئوری در اختیار ما قرار می دهد، تغییر مقیاس در نگاه به وقایع است به گونه ای که بتوان نظم ساختاری آن را کشف کرد. صد البته، نگاه جدید این منطق به نظم، بسیاری از جدالهای سنتی در مورد برهان نظم و ... در فلسفه را نیز مورد چالش قرار می دهد.

موضوع جالب دیگری که در تئوری آشوب وجود دارد، تاکید آن بر وابستگی (یا حساسیت) به شرایط اولیه است. بدین معنی که تغییرات بسیار جزیی در مقادیر اولیه یک فرآیند می تواند منجر به اختلافات چشمگیری در سرنوشت فرآیند شود. مثال ساده زیر شاید جالب باشد :

اگر مسافری 10 ثانیه دیر به ایستگاه اتوبوس برسد نمی تواند سوار اتوبوسی شود که هر 10 دقیقه یک بار از این ایستگاه می گذرد و به سمت مترویی می رود که از آن هر ساعت یک بار قطاری به سوی فرودگاه حرکت می کند. برای مقصد مورد نظر این مسافر، فقط روزی یک پرواز انجام می شود و لذا تاخیر 10 ثانیه ای این مسافر باعث از دست دادن یک روز کامل می شود. بسیاری از پدیده های طبیعی دارای چنین حساسیتی به شرایط اولیه هستند. قلوه سنگی که در خط الراس یک کوه قرار دارد ممکن است تنها بر اساس اندکی تمایل به سمت چپ یا راست، به دره شمالی یا جنوبی بلغزد، در حالی که چند میلیون سال بعد، که توسط فرآیندهای زمین شناسی و تحت نیروهای باد و آب و ... چند هزار کیلومتر انتقال می یابد، می توان فهمید که آن تمایل اندک به راست و چپ به چه میزان در سرنوشت این قلوه سنگ تاثیرگذار بوده است. مثال بسیار آشنای دیگر، وابستگیهای جسمی و روانی انسانها به شرایط لقاح و مسائل ژنتیکی است.

اگر چه چنین وابستگی آشوبناک (Chaotic) به شرایط اولیه را می توان در بسیاری از وقایع جامعه شناسی (از جمله انقلابها) و روانشناسی و .. پیجویی کرد، لکن به جز یک حوزه(که پایینتر به آن اشاره خواهد شد)، تاکنون توجه خاصی بدین مسئله صورت نگرفته است. به این معنا که اغلب برای تمام طول حیات یک پدیده، وزن یکسانی از نظر تاثیرگذاری عوامل درونی و بیرونی در نظر گرفته می شود، در حالی که تئوری آشوب، نقش  کلیدی را در شرایط و المانهای مرزی اولیه می داند. ادوارد لورنز، دانشمند مشهور هواشناسی، سالها پیش جمله مشهور خود را که بعدها به " اثر پروانه" (Butterfly Effect) مشهور شد، چنین عنوان کرده است: " در یک سیستم دینامیکی مانند اتمسفر زمین، آشفتگی بسیار کوچک ناشی از به هم خوردن بالهای یک پروانه می تواند منجر به توفانهایی در مقیاس یک قاره بشود". در بسیاری از وقایع جامعه شناختی و سیاسی نیز می توان به جای پیجویی عوامل بسیار پیچیده و نادیده گرفتن عوامل به ظاهر ساده، با جدی گرفتن عوامل به ظاهر بی ارزش به تحلیل صحیحی نسبت به آن واقعه رسید.

پیشتر اشاره کردم که در این مورد ، در یک حوزه کار وسیعی صورت گرفته است. این حوزه ، روانشناسی است و تئوری عظیم نابغه دنیای روانشناسی، فروید، دارای چنین رویکردی است. فروید ریشه تمامی رفتارهای انسانها در طول زندگی را متاثر از دوران کودکی (شرایط اولیه به زبان تئوری آشوب) می داند و با پیجویی این رفتارها تا دوران کودکی، به تحلیل این رفتارها می پردازد.

علاوه بر مطالبی که ذکر شد ،تئوری آشوب ، با ارائه نظریه فرکتالها (Fractals) و ارائه مفهوم جدیدی از بعد فیزیکی  (Dimension) و مفاهیمی مانند "خود تشابهی" و " خود تمایلی" ، دروازه جدیدی در کشف نظم در پدیده ها گشود که در جای خود می تواند به طور جدی ، مورد استفاده علوم انسانی قرار گیرد.

+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در دوشنبه 26 فروردین1387 و ساعت 0:2 قبل از ظهر |

پادشاه چین و وزیر منطقی و ریاضیدان

وزیری در دربار چین معروف به آدم منطقی و راستگو بود. او معتقد بود که همیشه راستگویی برنده کارزار بین انسانهاست. درباریان حسود نزد پادشاه شِکوه کردند که پادشاه همیشه حرف وزیر را گوش می کند.
آن قدر گفتند تا پادشاه بر وزیر خود خشم گرفت و خواست او را بکشد. به وزیر گفت اگر راست گو هستی حرفی بزن تا تو را از مرگ برهاند.
پس به وی چنین گفت: "دستور می دهم یا به چوبه دار آویخته شوی یا با تبر گردنت را بزنند. حال خود بگو با کدام یک از این دو وسیله کشته میشوی؟ اگر راست بگویی با تبر گردنت را می زنند و اگر دروغ بگویی به دار آویخته خواهی شد."

وزیر که منطق دان بود در پاسخ جمله ای بیان کرد که نتوانستند هیچ یک از دو حکم را اجرا کنند.
این جمله چه بود؟
وزیر جمله ای را بیان کرد که تعارض پدید آورد ، یعنی گزاره ای که خود را نفی کند. وی در پاسخ گفت: "مرا به دار خواهید آویخت" .
حال اگر این جمله را راست قبول کنند باید با تبر گردنش را بزنند که در این صورت جمله او دروغ است و باید به دار آویخته شود اما در این صورت راست گفته و... به همین ترتیب اگر جمله وزیر را دروغ قبول کنند باز به تعارض بر می خورند.

و به این ترتیب پادشاه از کشتن او صرفنظر کرد.
::smiling:: ::rose::
+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در جمعه 9 فروردین1387 و ساعت 1:4 قبل از ظهر |

سخنان بـــــــــــــــــــزرگان

 

  1. عشق در لحضه پديد مي آيد ، دوست داشتن در امتداد زمان ، اين

اساسي ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است .

 

  1. عشق معيارها را در هم مي ريزد ، دوست داشتن بر پايه هاي معيارها

 بنا مي شود .

 

  1. عشق ناگهان و ناخواسته شعله مي کشد ، دوست داشتن از شناختن

 و خواستن سرچشمه مي گيرد.

 

  1. چه کسي ثروتمند است ؟ آن که به روزي خود راضي است .

 

  1. اگر جوان مي دانست ، اگر پير مي توانست ... چه مي شد .

 

  1. شادي زماني ميسر مي شود که براي رسيدن به اهداف خود بکوشيم

 اما زنداني آنها نشويم .

 

  1. زندگي کوتاه است اگر هر از چند گاهي نايستي و به اطراف نگاه نکني

 آن  را از دست خواهي داد . 

 

  1. تحمل تنهائي ازکدائي دوست داشتن آسانتراست.

 

  1. تحمل اندوه ازکدائي همه شادي هاآسانتراست.

 

  1. عشق قانون نمي شناسد ، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه اي

از قوانين عاطفي است.

 

  1. عشق فوران مي کند چون آتش فشان ، دوست داشت جاري مي شود

 چون رودجانه اي با شيب نرم .

 

  1. عشق ويران کردن خويش است ، دوست داشتن ساختن است.

  1. عشق سحر است ، دوست داشتن باطل السحر .

 

  1. عشق و دوست داشتن از پي هم مي آيند ، اما هر گز در يک خانه منزل

 نمي کنند .

  1. عشق انقلاب است و دوست داشتن اصلاح .

 

  1. يک بچه همواره مي تواند سه چيز به يک آدم بزرگ بياموزد : ۱- شاد

 بودن بدون دليل ۲- دائم به کاري مشغول بودن ۳- تقاضا کردن آنچه با تمام

 

 وجود مي خواهد .

 

  1. هميشه هر چيزي را که دوست داري به دست نمي آوريم پس بياييد

آنچه را که به دست مي آوريم دوست بداريم.

 

 

  1. هيچ وقت براي چيزي که نداريدناراحت نشويد بلکه به خاطر آنچه که

 داريد شاد باشيد .

 

  1.  هر چه جزيره دانش انسان وسيع تر مي شود  ساحل شگفتي هاي او

 طولاني تر مي گردد.

 

+ نوشته شده توسط اسماعيل فـــــــــــــــــــــــــرجی در جمعه 9 فروردین1387 و ساعت 0:55 قبل از ظهر |