<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>رياضيات انعکاس دنيای واقعی در ذهن ماست. </title>
<link>http://faraji-math.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 19 Jul 2009 10:38:47 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بیاموزیم که000</title>
<link>http://faraji-math.blogfa.com/post-92.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #008000&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;بیاموزیم که&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1&lt;STRONG&gt;. &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; با &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;احمق&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; بحث نکنیم و بگذاریم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;2. &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; با &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff9900&quot;&gt;وقیح&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; جدل نکنیم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روح ما را تباه می‌کند.&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;3. &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; از &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff9900&quot;&gt;حسود&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; دوری کنیم چون اگر دنیا را هم به او تقدیم کنیم باز از زندان تنگ حسادت بیرون نمی آید.&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;4. &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #339966&quot;&gt;تنهایی&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #339966&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;را به بودن در جمعی که ما را از خودمان جدا می کند، ترجیح دهیم.&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;5. &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; از «&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000000&quot;&gt;از دست دادن&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;» نهراسیم که ثروت ما به اندازه شهامت ما در نداشتن است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;6. &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;بیشتر&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; را بر کمتر ترجیح ندهیم که قدرت ما در نخواستن و منفعت ما در سبکباری است.&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;7. &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;کمتر سخن&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; بگوییم که بزرگی ما در حرفهایی است که برای نهفتن داریم، نه برای گفتن.&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;8. &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; از &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;سرعت&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; خود بکاهیم، که آنان که سریع تر می دوند، فرصت اندیشیدن به خود نمی دهند.. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;9. &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;دیگران&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; را ببینیم، تا در دام خویشتن محوری، اسیر نشویم.&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;10.   از &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #339966&quot;&gt;کودکان &lt;/SPAN&gt;بیاموزیم، پیش از آن که بزرگ شوند و دیگر نتوان از آنان آموخت.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Jul 2009 10:38:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faraji-math&amp;postid=92</comments>
<dc:creator>faraji-math</dc:creator>
<guid>http://faraji-math.blogfa.com/post-92.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شما نجار زندگی خود هستید</title>
<link>http://faraji-math.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;شما نجار زندگی خود هستید&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد. یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت. پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت می خواست تا او را از کار بازنشسته کنند. صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار بر تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد. سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت می کرد، از او خواست تا به عنوان آخرین کار، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.&lt;BR&gt;نجار در حالت رودربایستی، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود. پذیرفتن ساخت این خانه را برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود. برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و با بی دقتی، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت، کار را تمام کرد. او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد. صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد. زمان تحویل کلید، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند&lt;BR&gt;و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری&lt;BR&gt;نجار یکه خورد و بسیار شرمنده شد. در واقع اگر او می دانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساخت آن بکار می برد. یعنی کار را به صورت دیگری پیش می برد.&lt;BR&gt;این داستان ماست. ما زندگیمان را می سازیم. هر روز می گذرد. گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که می سازیم نداریم، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه می فهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم، ممکن نیست.&lt;BR&gt;شما نجار زندگی خود هستید و روزها، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده می شود. یک تخته در آن جای می گیرد و یک دیوار برپا می شود. &lt;BR&gt;مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;با تشکر از دوست عزیزمون (؟) که این نظر رو برامون گذاشته .صمیمانه منتظر نظرات شما و دوست عزیزمان هستم . با تشکر مجدد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 31 May 2009 17:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faraji-math&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>faraji-math</dc:creator>
<guid>http://faraji-math.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا ریاضی میخوانیم</title>
<link>http://faraji-math.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.reyazi.blogfa.com/post-48.aspx&quot;&gt;چرا ریاضی میخوانیم&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رفاه مادی و آسایشی که بشر امروز از آن برخوردار است در پرتو دانش و فن آوری مدرن و مهندسی و سایر علوم بویژه فیزیک، شیمی، بیولوژی و رشته های مربوط به آنها بدست آمده است. در مطالعه این رشته ها و تقریبن هر رشته دیگر دانشگاهی، دانشجو بدانستن سطح معینی از ریاضییات نیازمند است. بیشترین معلومات ریاضی برای مطالعه در رشته های مهندسی، فیزیک و شیمی مورد نیاز است. سایر رشته ها مانند پزشکی، روانشناسی، جامعه شناسی، بیولوژی، کشاورزی، بازرگانی، تجارت، بانکداری و ده ها رشته دیگر اگر چه ظاهرن ارتباط زیادی با ریاضییات ندارند – و در حقیقت تا صد سال قبل هم این رشته ها تکیه زیادی بر ریاضییات نداشتند – اما در شکلهای مدرن و امروزی خود، این رشته ها دارای تئوری هایی هستند که درک آنها و کار بردشان شدیدن بستگی به آمار و تکنیک های ریاضی دارد. تهیه آمار از طریق جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آنها که تنها به روشهای ریاضی و یا با استفاده از کامپیوتر امکان پذیر است، امروزه یکی از راه های مهم حل مسائل علوم تجربی و مسائل موجود در جوامع بشری است. حتی رشته های مختلف علوم کامپیوتری هم بدون ریاضییات بخوبی به پیش نمیروند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ریاضییات تنها زبانی است که پدیده های طبیعی جهان هستی را بخوبی توضیح میدهد. ریاضییات حتی پدیده های اجتماعی_ خواه اجتماعات بشری، خواه اجتماعات حیوانی_ را نیز میتوانند بخوبی تشریح کند و با ترسیم مدلی برای آنها تغییرات آتی آنها را پیش بینی کند. لوباچفسکی (1) میگوید : &quot;هیچ شاخه ای از علم ریاضی _هر اندازه هم که انتزاعی و مجرد باشد_ وجود ندارد که یک روز کاربردی برای آن در توضیح پدیده های دنیای واقعی پیدا نشود.&quot; از کهکشان ها و حرکت سیارات عظیم به دور خورشید ها گرفته تا حرکت ابر ها، بادها، گردبادهاو از پرواز فضا پیما های غول پیکر و هوا پیماهای عظیم الجثه و حرکت قطارها، کشتی ها و اتومبیل ها گرفته تا افتادن سیبی از درخت و سقوط قطرات باران و حدوث رنگین کمان و حرکت بی امان و خستگی ناپذیر الکترون ها به دور هسته اتم ها و فعل و انفعالات شیمیایی که میلیون ها از آن هر لحظه در طبیعت رخ میدهد و هر گونه  &quot;تغییر&quot; در هر چیز و هر زمان، همه و همه با کمک مدلها و معادلات ریاضی قابل بر رسی هستند. قسمت عمده فیزیک با زبان ریاضی قابل تشریح و فهم است. تئوری کوانتوم و تئوری نسبیت با زبان ریاضی است که کوشش دارند قوانین کائنات را تشریح کرده و توضیح دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گالیله میگوید : &quot; جهان هستی همواره در برابر دیدگان حیرت زده انسان گسترده خاهد ماند و انسان هرگز نمیتواند آنرا درک کند مگر اینکه زبانی را که این جهان با آن نوشته و توضیح داده شده است یاد بگیرد و حروف آنرا بشناسد. این زبان چیزی جز ریاضییات نیست و این حروف جز مثلث، دایره و سایر اشکال هندسی چیز دیگری نیستند. بدون این زبان انسان حتا یک کلمه از جهان هستی را نخاهد فهمید و همواره گمشده ای را ماند که در کوچه های پر پیچ و خم سرگردان است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ریاضییات روش &quot; منطقی فکر کردن&quot; و  &quot;واقع بین بودن&quot; را میاموزد. ریاضییات خالی از حدس و گمان و بدور از آن است. اثبات هر قضییه یا شکل دادن هر تئوری و استخراج هر فرمول بر اساس منطق و استدلال ریاضی است و وقتیکه یکی از این قضایا یا فرمول ها ثابت شد دیگر مرور زمان روی آن اثری نخاهد گذاشت. قضییه فیثاغورث در هندسه اقلیدسی بیش از 2500 سال عمر دارد و با بیش از 300 روش مختلف ثابت شده است. همه این روشها یک حقیقت واحد را ثابت کرده اند، حقیقتی که تا به امروز تغییر نکرده و در آینده نیز تغییر نخاهد کرد. سایر قضایای ثابت شده ریاضی نیز همین طورند و دیگر تغییر نمیکنند و گذشت زمان روی آنها اثری ندارد، در حالیکه برخی از نظریه هایی که در سایر رشته های علوم_ بویژه علوم تجربی _مطرح میشوند بمرور زمان کهنه شده و عوض میشوند. دیگران میایند و با تجربه ها و مشاهدات جدید خود نظریه ها را عوض میکنند یا آنها را بهبود می بخشند و به روز میکنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بسیاری از مردم فکر میکنند که فارغ التحصیل رشته ریاضی فقط کار آیی و کفایت در تدریس ریاضییات را دارد و بس در حالیکه امروزه در غرب، بسیاری از کار فرما ها منجمله دولت ها برای استخدام در بخش های مختلف سازمان ها و نهاد های خود علاقمندند متخصصینی را که استخدام میکنند، دارای پشتوانه خوبی از ریاضییات نیز باشند و بویژه قادر به تجزیه و تحلیل مسائل موجود در آن کار و مطابقت دادن آنها با مدلهای ریاضی و بالاخره حل مسئله باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اینها برخی از دلائلی بودند که آموختن ریاضییات را در عصر امروز ضروری میکنند. اما آموختن ریاضییات یک دلیل دیگر هم دارد و آن اینستکه برای بسیاری از انسانها ریاضییات از جذابیت خاصی برخوردار است و آن پی بردن به شگفتی ها و اسرار و زیبایی هایی است که این دانش ذاتن در خود نهفته دارد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Apr 2009 20:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faraji-math&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>faraji-math</dc:creator>
<guid>http://faraji-math.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طنز ریاضی</title>
<link>http://faraji-math.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;        شاعر اين مثنوي ديوانه نيست              با رياضي خوانده ها بيگانه نيست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;       روز و شب خواب رياضي ديده ام              خواب خط هاي موازي ديــــــده ام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;        خواب دیدم می خوانم ایگرگزگوند            خنجر دیفرانسیلم کشته کنـــــــد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;         ز هر جا یه گشتی مـــــــی پرم              دامن هر اتحــــــــــــــادی  می درم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;         دست و پای بازه ها را بسته ام              از کمند منحنی ها  رستـــــــــه ام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;       شیب هر خطی  به تندی می دوم            گوش هر ایگرگ وشی را می جوم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;        گاه خطهـــــــــا  را موازی میکنم                با توان نقطـــــــه ها با زی میکنم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;        لشکري دارم ز تمرين بي شمار                  طيفي از فرمول دارم در کنـــــــار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;        اي رياضي اي رياضي چيستي؟                 مي برم هر دم به تيغت کيستي؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;        تا که اسمت بر زبانم سبز شد                    کل مغزم پيچ هايش هـــــرز شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;        از رياضي گشته خر باهوش تر                     کرده کمتر راه خود را با وتـــــــــــر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;        شعر من لبريز از رمــــــــــــز بود                     هرچه در بالا سرودم طنـــــــز بود&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Apr 2009 20:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faraji-math&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>faraji-math</dc:creator>
<guid>http://faraji-math.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یاد بگیریم که ...</title>
<link>http://faraji-math.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#0000ff&gt;یاد بگیریم که ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1. با احمق بحث نكنيم و بگذاريم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي كند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2. با وقيح جدل نكنيم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روح ما را تباه مي‌كند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3. از حسود دوري كنيم چون اگر دنيا را هم به او تقديم كنيم باز از زندان تنگ حسادت بيرون نمي آيد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;4. تنهايي را به بودن در جمعي كه ما را از خودمان جدا مي کند، ترجيح دهيم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;5. از «از دست دادن» نهراسيم که ثروت ما به اندازه شهامت ما در نداشتن است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;6. بيشتر را بر کمتر ترجيح ندهيم که قدرت ما در نخواستن و منفعت ما در سبکباري است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;7. کمتر سخن بگوييم که بزرگي ما در حرفهايي است که براي نهفتن داريم، نه براي گفتن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;8. از سرعت خود بکاهيم، که آنان که سريع تر مي دوند، فرصت انديشيدن به خود نمي دهند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;9. ديگران را ببينيم، تا در دام خويشتن محوري، اسير نشويم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;10. از کودکان بياموزيم، پيش از آن که بزرگ شوند و ديگر نتوان از آنان آموخت...&lt;/FONT&gt; </description>
<pubDate>Tue, 21 Apr 2009 18:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faraji-math&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>faraji-math</dc:creator>
<guid>http://faraji-math.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انيشتين سر سفره هفت سين پروفسور حسابي </title>
<link>http://faraji-math.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;انيشتين سر سفره هفت سين پروفسور حسابي &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;در زمان تدريس در دانشگاه پرينستون دکتر حسابي تصميم مي گيرند سفره ي هفت سيني براي انيشتين و جمعي از بزرگترين دانشمندان دنيا از جمله &quot;بور&quot;، &quot;فرمي&quot;، &quot;شوريندگر&quot; و &quot;ديراگ&quot; و ديگر استادان دانشگاه بچينند و ايشان را براي سال نو دعوت کنند. آقاي دکتر خودشان کارتهاي دعوت را طراحي مي کنند و حاشيه ي آن را با گل هاي نيلوفر که زير ستون هاي تخت جمشيد هست تزئين مي کنند و منشا و مفهوم اين گلها را هم توضيح مي دهند. چون مي دانستند وقتي ريشه مشخص شود براي طرف مقابل دلدادگي ايجاد مي کند. دکتر مي گفت: &quot; براي همه کارت دعوت فرستادم و چون مي دانستم انيشتين بدون ويالونش جايي نمي رود تاکيد کردم که سازش را هم با خود بياورد. همه سر وقت آمدند اما انيشتين 20دقيقه ديرتر آمد و گفت چون خواهرم را خيلي دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ايرانيان را ببيند. من فورا يک شمع به شمع هاي روشن اضافه کردم و براي انيشتين توضيح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضاي خانواده شمع روشن مي کنيم و اين شمع را هم براي خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از يک سري صحبت هاي عمومي انيشتين از من خواست که با دميدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ايراني ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنايي را نگه داشته اند و از آن پاسداري کرده اند. براي ما ايراني ها شمع نماد زندگيست و ما معتقديم که زندگي در دست خداست و تنها او مي تواند اين شعله را خاموش کند يا روشن نگه دارد.&quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آقاي دکتر مي خواست اتصال به اين تمدن را حفظ کند و مي گفت بعدها انيشتين به من گفت: &quot; وقتي برمي گشتيم به خواهرم گفتم حالا مي فهمم معني يک تمدن 10هزارساله چيست. ما براي کريسمس به جنگل مي رويم درخت قطع مي کنيم و بعد با گلهاي مصنوعي آن را زينت مي دهيم اما وقتي از جشن سال نو ايراني ها برمي گرديم همه درختها سبزند و در کنار خيابان گل و سبزه روييده است.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;بالاخره آقاي دکتر جشن نوروز را با خواندن دعاي تحويل سال آغاز مي کنند و بعد اين دعا را تحليل و تفسير مي کنند. به گفته ي ايشان همه در آن جلسه از معاني اين دعا و معاني ارزشمندي که در تعاليم مذهبي ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شيريني هاي محلي از مهمانان پذيرايي مي کنند و کوک ويلون انيشتين را عوض مي کنند و يک آهنگ ايراني مي نوازند. همه از اين آوا متعجب مي شوند و از آقاي دکتر توضيح مي خواهند. ايشان مي گويند موسيقي ايراني يک فلسفه، يک طرز تفکر و بيان اميد و آرزوست. انيشتين از آقاي دکتر مي خواهند که قطعه ي ديگري بنوازند. پس از پايان اين قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انيشتين که چشمهايش را بسته بود چشم هايش را باز کرد و گفت&quot; دقيقا من هم همين را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سين را ببيند.. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آقاي دکتر تمام وسايل آزمايشگاه فيزيک را که نام آنها با &quot;س&quot; شروع مي شد توي سفره چيده بود و يک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرينستون گرفته بود. بعد توضيح مي دهد که اين در واقع هفت چين يعني 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با &quot;س&quot; شروع مي شود به نشانه ي رويش. ماهي با &quot;م&quot; به نشانه ي جنبش، آينه با &quot;آ&quot; به نشانه ي يکرنگي، شمع با &quot;ش&quot; به نشانه ي فروغ زندگي و ... همه متعجب مي شوند و انيشتين مي گويد آداب و سنن شما چه چيزهايي را از دوستي، احترام و حقوق بشر و حفظ محيط زيست به شما ياد مي دهد. آن هم در زماني که دنيا هنوز اين حرفها را نمي زد و نخبگاني مثل انيشتين، بور، فرمي و ديراک اين مفاهيم عميق را درک مي کردند. بعد يک کاسه آب روي ميز گذاشته بودند و يک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقاي دکتر براي مهمانان توضيح مي دهند که اين کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ي فضاست و نارنج نشانه ي کره ي زمين است و اين بيانگر تعليق کره زمين در فضاست. انيشتين رنگش مي پرد عقب عقب مي رود و روي صندلي مي افتد و حالش بد مي شود. از او مي پرسند که چه اتفاقي افتاده؟ مي گويد : &quot;ما در مملکت خودمان 200 سال پيش دانشمندي داشتيم که وقتي اين حرف را زد کليسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پيش اين مطلب را به زيبايي به فرزندانتان آموزش مي دهيد. علم شما کجا و علم ما کجا؟!&quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خيلي جالب است که آدم به بهانه ي نوروز، فرهنگ و اعتبار ملي خودش را به جهانيان معرفي کند. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;خاطرات مهندس ايرج حسابي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;متن فوق توسط یکی از دوستان نظر دهنده فرستاده شده با تشکر از عزیزمان ، منتظر نظرات سازنده دوستان عزیز هستم  .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Apr 2009 13:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faraji-math&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>faraji-math</dc:creator>
<guid>http://faraji-math.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی بهتر</title>
<link>http://faraji-math.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=5&gt;30 قانون براي زندگی بهتر !!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://tavalodmiadgah.mihanblog.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;1 - برای زندگی خود قوانینی در نظر بگیرید و سعی كنید از آنها سرپیچی نكنید. این قوانین را پس از مشورت با متخصصان و افرادی كه تجربه یك زندگی موفق را داشته اند، تدوین كنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2 - از «خود»، «افرادی كه در زندگی شما نقش دارند» و «محیط اطرافتان» شناخت كافی به دست آورید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3 - به این نكته واقف باشید كه شما سهم عمده ای در ساختن زندگی خود دارید. در بیشتر مواقع این شما هستید كه می توانید از زندگی لذت ببرید یا آن را به كام خود تلخ كنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برای زندگی خود قوانینی در نظر بگیرید و سعی كنید از آنها سرپیچی نكنید.&lt;BR&gt;4 - بیشتر چیزهایی كه در زندگی شما وجود دارد و برایتان لذت بخش نیستند، می توانند به دست خود شما از بین بروند. به طور مثال، اگر از شغل خود راضی نیستید فقط نیاز به تلاش و پشتكار دارید تا با شایسته كردن خود شغل بهتری به دست آورید و یا اگر از چاقی خود رنج می برید، كافی است كمی همت كنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;5 - در زندگی نقش یك قربانی را بازی نكنید یا سعی نكنید با یادآوری تجربه های تلخ گذشته برای خود بهانه بسازید. این كار فقط تضمین می كند كه یأس، عدم پیشرفت و عدم موفقیت در انتظار شما است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;6 - دیگران را مقصر عدم موفقیت خود قلمداد نكنید. زندگی مال شما است، پس خودتان هستید كه دوباره و دوباره می توانید آن را بسازید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;7 - هر فكری می كنید و هر تصمیمی می گیرید، پیامدهایی را برایتان به دنبال خواهد داشت. اگر مثبت فكر كنید، نتیجه مثبت می گیرید و اگر به دنبال افكار منفی باشید، نتیجه تان هم منفی خواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;8 - علت بروز وقایع ناخوشایند در زندگی را پیدا كنید یا سری به تجربه های پیشین خود بیندازید تا ببینید عیب كار از كجا بوده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;9 - هیچگاه از تغییر نترسید. گاهی اوقات تغییرات نقش مهمی در زندگی تان خواهند داشت و علی رغم انتظارتان عمل خواهد كرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;10 - واقع نگر باشید. خود، زندگی و دنیای اطرافتان را آن گونه كه هست بشناسید، نه آن گونه كه خودتان می خواهید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;11 - با خودتان صادق باشید و اگر می دانید كاری باعث موفقیتتان نمی شود آن را از زندگی خود خارج كنید و به جای بهانه آوردن از همین حالا دست به كار شوید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;12 - درست و با دقت تصمیم گیری كنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;13 - به خاطر داشته باشید عملكردهای شماست كه داستان زندگی تان را می نویسد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;14 - فكرها، آرزوها، هدف ها و تصمیمات خود را به عملكردهای معنادار، هدفمند و سازنده ترجمه كنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;15 - خودتان را براساس نتایجی كه می گیرید ارزیابی كنید، نه فقط براساس حرف ها.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;16 - درد خود را بشناسید تا هرچه سریع تر خود را از مهلكه مسبب بروز آن درد خلاص كنید. به این نكته واقف باشید كه همین درد می تواند انگیزه ای برای بروز یك تغییر در زندگی شما باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هیچگاه از یاد خدا غافل نشوید و در لحظه لحظه زندگی به او توكل كنید.[ و من یتوکل علی الله فهو حسبه(طلاق-3) ]&lt;BR&gt;17- گاهی ریسك كردن در زندگی باعث موفقیت می شود. اگر خردمندانه و با درایت ریسك كنید، پیروزی از آن شما است. اگرچه ریسك كردن در ابتدای امر دلهره آور و ترسناك است، اما ارزش آن را دارد. توجه داشته باشید كه برای این كار ممكن است مجبور باشید خیلی از چیزهای آشنا و عادت ها و راحتی های خود را كنار بگذارید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;18 - فیلترهایی كه جلوی چشم شما را گرفته اند تا دنیا را زیبا نبینید، دور بیندازید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;19 - شما دنیا را آن گونه كه می بینید؛ می شناسید و تجربه می كنید. این شما هستید كه می توانید انتخاب كنید كه چگونه به دنیا بنگرید و آن را تجربه كنید. این قدرت انتخاب در هر مرحله از زندگی همراه شماست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;20- عواملی را كه بر نگاه شما به دنیا اثر می گذارند بشناسید و در صورت منفی بودن، آنها را تغییر دهید و مثبت كنید. اگر از دریچه تجربیات تلخ گذشته به دنیا نگاه می كنید، بدانید كه دارید حال و آینده خود را بر اساس همان تجربیات می سازید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;21- شما مدیر زندگی خود هستید. آن را براساس بهترین استانداردهای مدیریت هدایت كنید تا نتیجه خوبی بگیرید. موفقیت را سرلوحه تدوین برنامه های مدیریتی خود قرار دهید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;22 - اگر از خود توقع زیادی نداشته باشید، سال ها در همان پله ای كه هستید درجا می زنید. پس به اهداف بلند فكر كنید. اما به این نكته هم توجه داشته باشید كه هرگز از مرز واقع نگری خارج نشوید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;23- ما خودمان هستیم كه به اطرافیانمان یاد می دهیم چه رفتاری با ما داشته باشند. رفتارهای محترمانه یا بی ادبانه از سوی اطرافیان، همه بازتاب شخصیتی است كه ما از خودمان برای آنها ترسیم كرده ایم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;24- محدودیت ها و قوانینی را كه افراد حین برخورد با شما ملزم به رعایت آن هستند به آنها یاد دهید. البته این به معنای آن نیست كه مستقیم حرف هایتان را بیان كنید، بلكه می توانید با رعایت نكاتی ظریف، در بطن اعمال و گفتارتان آنها را از مسئولیتشان در قبال شما آگاه نمایید. برای خود احترام بسیاری قائل شوید تا دیگران نیز از شما تبعیت كنند. كسی كه به خود ارزش نمی دهد نباید توقع رفتار ارزشمندی از جانب دیگران داشته باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;25- برخی اوقات لازم است كه به دیگران گوشزد كنید رفتار شایسته ای نداشته اند. این كار راهی مناسب برای پیشگیری از تكرار دوباره چنین امری در آینده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;26- برای «بخشش» ارزش بسیاری قائل شوید. همانطوركه گذشتگان گفته اند: در عفو لذتی است كه در انتقام نیست. به این فكر كنید كه با انتقام فقط فكر و روح خود را بی جهت آزرده كرده اید و افكاری را كه به سلامت روحتان آسیب می رساند در خود پرورانده اید. مهم نیست آن فرد چه فكری در مورد شما می كند، شما بخشش را صرفاً برای آرامش و سلامت خودتان انجام دهید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;27- قدرت كنترل عصبانیت خود را داشته باشید. راه هایی به كار برید تا در صورت بروز عصبانیت رفتار ناشایسته ای از خود بروز ندهید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;28- به خاطر بسپارید كه نفرت، حسادت و خشم ؛ مخرب وجود آدمی هستند و روح و قلب فردی را كه آنها را در وجودش نگهداری می كند ذره ذره نابود می كنند. احساسات زشت، چهره زشتی به شما می بخشند. این احساسات نه تنها بر روح شما اثر می گذارند، بلكه عواقبی همچون اختلال در خواب، سردرد، كمردرد و حتی سكته قلبی را نیز به شما تقدیم می كنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;29- در زندگی به آن چیزی می رسید كه همیشه به آن فكر می كنید. و آن چیزی را به دست می آورید كه همواره طلب كرده اید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;30- مهمترین نكته این كه: هیچگاه از یاد خدا غافل نشوید و در لحظه لحظه زندگی به او توكل كنید.&lt;/FONT&gt; </description>
<pubDate>Tue, 24 Mar 2009 13:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faraji-math&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>faraji-math</dc:creator>
<guid>http://faraji-math.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوروز</title>
<link>http://faraji-math.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=7&gt;جه ژنی &lt;FONT color=#ffff33&gt;نه وروز&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#00ff00&gt;پیروز بیت&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#00ff00 size=7&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.netsups.com/specials/norouzright.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=5&gt;ئه م  روژی سالی تازه یه  نه وروزه هاته وه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=5&gt;جه ژنیکی کوونی کوردان به خوشی وا هاته وه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Mar 2009 08:58:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faraji-math&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>faraji-math</dc:creator>
<guid>http://faraji-math.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا رياضيات مي خوانيم؟</title>
<link>http://faraji-math.blogfa.com/post-71.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=5&gt;چرا رياضيات مي خوانيم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;چرا رياضيات مي خوانيم؟چرا بايد رياضيات بخوانيم؟راجر بيكن، فيلسوف انگليسي در سال 1267 ميلادي پاسخ اين سوال را اين چنين داده است:&lt;FONT color=#0000ff&gt; «كسي كه اين كار را نكند نمي تواند چيزي از بقيه علوم و هر آن چه در اين جهان هست بفهمد . . . چيزي كه بدتر است اين است كه كساني كه رياضيات نمي دانند به جهالت خودشان پي نمي برند و در نتيجه در پي چاره جويي برنمي آيند.» &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;مي توانم همين جا سخن را پايان دهم اما ممكن است بعضي ها فكر كنند كه شايد خيلي چيزها در هفت قرن گذشته تغيير كرده باشد.شاهدي تازه مي آورم، پال ديراك از خالقان مكانيك كوانتومي، معتقد است كه وقتي تئوري فيزيكي اي را پايه ريزي مي كنيد نبايد به هيچ شهود فيزيكي اعتماد كنيد. پس به چه چيزي اعتماد كنيد؟ به گفته اين فيزيكدان مشهور، فقط به برنامه اي متكي بر رياضيات ولو اين كه در نگاه اول ربطي به فيزيك نداشته باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;در حقيقت، در فيزيك تمامي ايده هاي صرفا فيزيكي رايج در ابتداي اين قرن كنار گذاشته اند در حالي كه الگوهاي رياضي اي كه به زرادخانه هاي فيزيكدان ها راه يافته اند به تدريج معناي فيزيكي يافته اند. در اين جاست كه قابل اعتماد بودن رياضيات به روشني رخ مي نماياند. بنابراين الگو سازي رياضي روشي پربار براي شناخت در علوم طبيعي است .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;موريس كلاين مي نويسد: &lt;FONT color=#0000ff&gt;يوناني هاي قديم واقعيت هاي دنياي اطراف خود را با علم رياضيات منطبق مي ديدند و حقيقت نمايي طرح كيهان را در رياضيات مي يافتند.&lt;/FONT&gt; آن ها بين قانون هاي طبيعت و قانون هاي رياضي شباهت هايي را احساس مي كردند كه اكنون يكي از پايه هاي اساسي علوم را تشكيل مي دهد. بعدها يوناني ها در شناخت طبيعت پيشتر رفتند و اعتقاد استواري پيدا كردند كه جهان بر اساس قانون هاي رياضي طراحي شده و دستگاه كنترل شده اي است، از قانون هايي پيروي مي كند و براي بشر قابل درك است.دست آخر اين كه &lt;FONT color=#ff0000&gt;رياضيات موسيقي ذهن است پس بايد آن را نواخت.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Nov 2008 19:45:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faraji-math&amp;postid=71</comments>
<dc:creator>faraji-math</dc:creator>
<guid>http://faraji-math.blogfa.com/post-71.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پاداش مخترع شطرنج </title>
<link>http://faraji-math.blogfa.com/post-70.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=5&gt;پاداش مخترع شطرنج&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;روایت کرده اند که حکمران هند که به سختی تحت تاثیر اختراع بازی شطرنج قرار گرفته بود ، به مخترع آن وعده داد که هر پاداشی بخواهد به او بدهد. مخترع تقاضایی کرد که به ظاهر خیلی ناچیز به نظر می رسید: او مقداری دانه های گندم در خواست کرد ، به نحوی که اگر آنها را در خانه های صفحه شطرنج جا دهند ، در هر خانه دو برابر خانه قبل وجود داشته باشد.به این ترتیب تعداد دانه های گندمی که او تقاضا کرد مساوی مجموع جمله های یک تصاعد هندسی بود که جمله اول آن ۱، قدر نسبتش ۲، و تعداد جمله هایش مساوی ۶۴ بود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; حکمران هند که ثروتمند ترین مرد جهان بود ، نتوانست از عهده این در خواست برآید.در حقیقت این راجه ثروتمند شرقی با همه تصورات بی پایان خود نتوانست این مقدار گندم را تهیه کند!!!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;تعداد دانه های گندم برابر است با مجموع توانهای متوالی ۲ از ۰ تا ۶۳ یعنی:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;۱۸ُ۴۴۶ُ۷۴۴ُ۰۷۳ُ۷۰۹ُ۵۵۱ُ۶۱۵ عدد گندم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;اگر در هر سانتیمتر مکعب ۲۰ دانه گندم قرار بگیرد رویهم این تعداد گندم به اندازه ۹۲۲ُ۳۳۷ُ۲۰۳ُ۶۸۵ متر مکعب گندم می شود(۲۰ میلیون گندم در هر متر مکعب)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;برای اینکه بتوان این مقدار گندم را بدست آورد باید هشت بار تمام زمین را کاشت و هشت بار محصول آنرا جمع کرد. به عبارت دیگر این محصول را از سیاره ای می توان بدست آورد که سطح آن هشت برابر زمین باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;به این ترتیب مخترع شطرنج درس خوبی به حکمران هند داد و به او ثابت کرد که امکانات بی ژایانی ندارد و نمی تواند &quot;هر&quot; خواهش مخترع را برآورد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Nov 2008 19:43:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faraji-math&amp;postid=70</comments>
<dc:creator>faraji-math</dc:creator>
<guid>http://faraji-math.blogfa.com/post-70.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
